السيد الخميني

84

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

اى بيچارهء بىخبر از معارف الهيه كه جز ادارهء شهوت و غضب خود چيز ديگر نمىفهمى ، تو مقدس مواظب به ذكر و ورد و مستحبات و واجبات و تارك مكروهات و محرمات و متخلق به‌اخلاق حسنه و متجنب از سيّئات اخلاق ، در ترازوى انصاف بگذار كارهايى را كه مىكنى از براى رسيدن به شهوات نفسانى و نشستن بر تخت‌هاى زمردين و هم‌آغوش شدن با لعبت‌هاى شوخ‌وشنگ بهشتى و پوشيدن لباس‌هاى حرير و استبرق و سكنا كردن در قصرهاى نيكومنظر و رسيدن به آرزوهاى نفسانى ، آيا بايد اينها را ، كه تمام براى خودخواهى و پرستش نفس است ، به خدا نسبت داد و پرستش حق دانست ؟ آيا شما با عمله‌اى كه براى مزد كار مىكند چه فرقى داريد كه اگر او بگويد من محض صاحب كار اين عمل را كردم ، او را تكذيب مىكنيد ؟ آيا شما دروغگو نيستيد كه مىگوييد : نماز مىكنم براى تقرب به خدا ؟ آيا اين نماز شما براى نزديكى به خداست ، يا براى تقرب به زن‌هاى بهشت است و رسيدن به شهوات است ؟ فاش بگويم : پيش عرفاى باللَّه و اولياء خدا تمام اين عبادات ما از گناهان كبيره است . بيچاره ، در حضور حضرت حق جل جلاله و در محضر ملائكه مقربين او بر خلاف رضاى حق رفتار مىكنى ، و عبادتى كه معراج قرب حق است براى نفس اماره و شيطان مىكنى ؛ آن وقت حيا نكرده در هر عبادت چندين دروغ در محضر ربوبيت و ملائكه مقربين مىگويى و چندين افترا مىزنى و منت‌گذارى هم مىكنى و عجب و تدلّل هم مىنمايى و خجالت هم نمىكشى . اين عبادت من و تو با معصيتِ اهل عصيان ، كه اشد آنها ريا است ، چه فرقى دارد ؟ زيرا كه ريا شرك است و بدى و بزرگى آن از جهت آن است كه عبادت را براى خدا نكردى . تمام عبادات ما شرك محض است و شائبه ، خلوص و اخلاص در آن نيست ؛ بلكه رضاى خدا به طريق اشتراك هم در آن مدخليت ندارد ؛ فقط براى شهوات و تعمير [ و ] ادارهء بطن و فرج است . اى عزيز ، نمازى كه براى خاطرخواهى زن باشد - چه زن دنيايى يا بهشتى - اين نماز براى خدا نيست ؛ نمازى كه براى رسيدن به آمال دنيا باشد يا آمال آخرت به خدا ارتباط ندارد ؛ پس چرا اين‌قدر ناز و غمزه‌فروشى مىكنى و عشوه و غنج و دلال مىكنى ، به بندگان خدا به نظر حقارت نگاه مىكنى ، خود را از خاصّان درگاه حق حساب مىكنى ؟